ترگل:جوابم را تو به یاد داری /بگفتم تو بهتر است بروی علف بکاری؟
فت:من از تو به جز خوبی به خاطر ندارم/تو را هرچه شود من عاشق هستم
ترگل:تو را به کاشتن کردمت تشویق/نه اینکه شعورت را کنی با علف خواری هم ردیف
فت:من این خوردن کاشتن به فال نیک گیرم /مرا ماچی ده، بکن خمارم
ترگل:از اینکه تو در سر نداری عقل/مرا نیست هیچ جای شک
فت:عزیزم تو اصلا بگو در این تن نیست جان/ گفته تو برای ما هست میزان
ترگل:ای بابا یکی اینو ساکت کنه.اصلا چرا این باید کنار من بشینه.
چت:وای آخجون بازم بحث فلسفی.من عاشق فلسفم.به راستی چرا باید فت کنار ترگل بشینه؟
پت:اولین دلیلش میتونه این باشه که جز فت هیچکی نمیتونه ترگل تحمل کنه.
مت:فت انقدر ترگل اذیت نکن ،شما دوتام انقدر چرت و پرت نگید.
چت:براستی که تنها راه نجات بشریت فلسفه خواهد بود،اما همواره احمقانی خواهند بود که آن را چرت و پرت بنامند.
پت:عزیزم اینکه الان گفتی چی بود؟بخشی از متنی بود که دلت میخواد در مراسم خاکسپاریت بخونم؟
چت:نه گفتم تو اگه دلت میخواد من تو مراسم خاکسپاریت بخونم.
فت:ای الهی من بروم به قربان تو/چه باشی در ختم چت یا پت تو
ترگل:من تا برسیم نمیتونم اینو تحمل کنم.چرا باید این کنار من بشینه؟ژت میشه جا تو با این عوض کنی.
ژت:ای کاش باید ها و جای هرکسو مقدار نیازش تعیین میکرد نه چیز های دیگه.
ترگل:ای بابا شما همتون دیوانه اید،تقصیر خودم که با شما ها اومدم مسافرت.
فت:یه جور دخترونگی،یه جور معصومیت خاصی تو قیافشه.یعنی چطور بگم یه جور نجابت حجب حیاء خلاصه یه چیز تو این مایه ها تو قیافشه.ته نگاهش ته چشماش انگار یه غمی یه دردی دلتنگی چیزی هست.
چت:بمیرم برات ترگل باهات چه کرده.
پت:ترگل که نمیگه مونیکا بلوچی میگه.
مت:اِ پس چشم ترگل جان روشن.
فت:برو بابا من چی میگم شما چی مگید.من منظورم چیز دیگست.
چت:نه تورخدا مونیکا بلوچی بزار کنار کلمه نجابت وحیاء دقیقا مثل عبارت جنگ و صلح .
پت:وای نه این راست میگه منم جدا کشته مرده نجابت این دختر ببخشید این مادربرزرگم مخصوصا تو فیلمای ...و ... و تو اون یکی که....(علی:جهت با ادب بودن مجبور شدیم بعضی از حرفای پت و حذف کنیم.پت خیلی بی ادبه همه چی داشت قشنگ توصیف میکرد.)
مت:پت صدبار گفتم میخوای فیلم ببینی با من هماهنگ کن که واست ادیتش کنم.
چت:این ادیتی که گفتی یعنی چی؟
مت:شما بزار اسمشو همون اخلاقی کردن فیلم.
چت:اونوقت تو فیلم...چه جوری صحنه غیر اخلاقی از داستان حذف میکنی؟اینجوری کل داستان از هم میپاشه.(علی :این چت هم چیزی از پت کم نداره.مشالله از خود کارگردان هم بهتر اون بخش فیلم شرح میدن و منم مجبور به ادیت یعنی همون اخلاقی کردن نوشتشون میشم.حالا هرچقدرم با این ویرایش حرفاشون بی سر و ته بشه دیگه به جزئیات مربوطه و زیاد مهم نیست.)
مت:ای بابا حالا میشه وارد جزئیات نشی.
فت:خب همین دیگه.من میخوام بگم واقعا بازیگر دیگه که همچین چیزی به حالت صورتش میبخشه.
چت:شما انقدر که به صورت مونیکا دقیق شدی به صورت ترگلم دقت کردی؟
فت:ای بابا یکی این دیوونه تفهیم کنه حرف من چیه که انقدر چرت و پرت نگه.
پت:من اینکارو میکنم.عزیزم ببین مونیکا یه اجنبی یه کافر اینکه تو صورتش دقیق شی مهم نیست اما ترگل خواهر دینی فت و نگاه کردن به صورتش حرام است تا اطلاع ثانوی. تا اطلاع ثانوی هم یعنی تا صدور فتوای بعدی من.
فت:ای بابا شما جنبه بحث کردن سر یه موضوع ندارید.همش باید چرت و پرت بگید.
چت:وای من واقعا اندر باب مضامین عرفانی و فیلسوفانه بحث شما ماندم.به راستی صورت معصومانه نما مونیکا از چرت و پرت هایی که ما میپرانیم بسیار ارزشمند تر میباشد.این نیز فتوای من میباشد.
مت:شاید همه اینها تاثیرات اولین فیلمی باشه که ازش دیدی.تازه مگه حالا مونیکا چه کرد که شما دوتا انقدر شلوغش میکنید.خلاصه هر حرفه ایی ویژگی های خاص خودشو داره.حالا یا یه چیز طبیعی و یا حالتی که خودش عشق میکنه به قیافش بده .این بحث کردن داره اصلا ؟چیزی که مهم اینه که انرژی هسته ایی حق مسلم ماست /کارت سوخت دولتی اکنون در جیب ماست.
پت:برادر چت .حرف های برادر مت را که یک مومن خدا شناس و اسلام شناس هست شنیدی؟ویژگی های شغلی.اگر با من کاری نداری من بروم بازیگر شوم.چون با ویژگی هایش خیلی حال میکنم.
چت:نه برادر چت تنها وایسا من دستم را وارد دوشاخه بکنم تا باتو همراه شوم.
ژت:سرشت آدمی چیزی که نمیتونه تغییرش بده،حالا آدم تو هر مسیری که میخواد بره.
پت:آره بابا جدیه قرار تورم به عنوان پدر دوماد با خودش ببره.
چت:نه بابا مگه دیونست مت با خودش ببره.کی به پسر این زن میده.باز اگه منو میگفتی یه چیزی.
پت:آره احتمالا حواسش به تو نبوده .و الا با تو اگه خواستگاری بره سیندرلا سفید برفیو پرنسس فیونام بهش جواب مثبت میدن.
مت:البته اینجوری چت باید بابای جیمز باند بود نه بابای ژت آخه جیمز باند اینایی که تو گفتیو دوست داره چون شوهر دارند.
پت:نه مت یه لحظه فکر کن. چت پرنسس فیونا از شرک برای ژت خواستگاری کنه.چه شود.
فت:شما دیوونه ها فقط بلدید مسخره بازی در بیارید.چون خودتون هیچکیو دوست ندارید.من میفهمم الان تو ژت چی میگذره.
ژت:مگه تو هم میلو* دوست داری؟من فکر میکردم تو ترگل دوست داری.
فت:ای بابا. اصلا ولش کن بی خیال.
ژت:نه من اونو ول نمیکنم درسته که ما دو تا دوستیم.اما خب برای اینکه هردومون اونو دوست داریم.تصمیم گیری میزاریم به عهده اون اینجوری دوستیمونم بهم نمیخوره.
فت:وای خدا ما رو از دست این ژت نجات بده.
ژت:بچه ها به نظرتون اون به من چه جوابی میده؟
میلو*:من جدا شرمندم که میون حرفای بچه ها(یعنی پت و مت و ژت ...)دست بردم.اما چاره ایی نبود محبور بودم از اسم میلو به جای اسم خود اون شخص استفاده کنم.آخه اون شخص هنوز جواب ژتو نداده و شاید از این موضوع خوشش نیاد که من اسمشو اینجا بگم.
پ.ن:این چهارمین پست با موضوع پت و مت و دوستان.سه پست قبلیو میشه با کلیلک روی عنوانشون تو آرشیو موضوعی دید.
پت:به نظرتون حیاتی ترین عضو بدن انسان ،کدوم عضو؟
مت:ما یه معلم داشتیم که میگفت پوسته.مخش تاب داشت.اما خب به نظر من نظر جالبی بود.
فت:من که میگم قلب،اگه قلبم نبود من چه جوری میتونستم ترگل دوست داشته باشم
.
چت:اِ اینکه نشد.فت عزیزم پت گفت انسان تورو که نگفت
.تازه اگرم بخوایم اونجوری در نظر بگیریم.حیاتی ترین عضو تو ،دماغته،چون اگه اینجوری نبود شاید ترگلم تورو دوست داشت
.
مت:چتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت!!!![]()
چت:باشه بابا.اینکه نظر دادن نمی خواد معلومه مغز
.
پت:تو تا حالا نشنیدی کسی دچار مرگ مغزی بشه ؟بعد از کار افتادن مغزم میشه به زندگی ادامه داد البته نیاز نیست بگم چه جوری
.
چت:خب مثل اینکه با ژت زیاد گشتی
.عزیزم کسی که میگن دچار مرگ مغزی میشه ،مغزش به طور کامل از بین نرفته.هنوز بعضی از کارارو انجام میده و فکر کنم هوشیاری مغز که بسیار پایین میاد برای همینم میگن دچار مرگ مغزی شده.البته من متخصص نیستم.درست نمیدونم.اما خب راست میگی حق با تو مثلا همین خودت .آدم بی مغزی مثل تو همچنان داره به حیاتش ادامه میده
.
پت:اره واقعا حق با من،چون بی مغز من از تو با مغز خیلی کار آمد تر
.
ژت:بحثتون درباره چیه؟![]()
مت:درباره حیاتی ترین عضو بدن انسان.
ژت:اینکه بحث کردن نداره.معلوم که مثانست.دلیلشم وقتی سه نصفه شب که داری از خواب میمری و داری خواب شاه پریون میبینی و دست شوییت گرفت
میفهمی.
به کسی که بتونه جمله آخر ژت طوری ویرایش کنه که سه بار( و )توش تکرار نشه یک جازه نفیس در سالگرد ۵۰ سالگیش داده میشه.
پت:
اره فت راست میگه تر گل جان همه چند ثانیه رو قیافش نگه میدارن البته اون برای اینه که قیافش خیلی ناقص.
مت:پت دیوونه! خب مگه بد آدم انقدر اعتماد به نفس داشته باشه.تازه زیادم ناقص نیست.
چت:آره زیادم ناقص نیست، منتها من هنوزم نمیتونم از قیافت چشم بردارم.
ژت: اِ خب ترگل خودت نگاش کن به نظر من که خیلی ناز البته اگه صورتش در نظر نگیری.!!!!!!!!!!
مت:معلومه که می بازیم و حذف میشیم.
ژت:من که میگم مساوی میشه.